۱۰ عددی که اگر یک مدیرعامل نداند، ممکن است تصمیم اشتباه بگیرد (قسمت دوم)

۵ عدد مهم دیگر که هر مدیرعامل باید بداند؛ از مطالبات سررسیدگذشته و سرمایه در گردش تا تمرکز درآمد و پیش‌بینی جریان نقد برای کاهش ریسک تصمیم‌گیری..

۱۰ عددی که اگر یک مدیرعامل نداند، ممکن است تصمیم اشتباه بگیرد (قسمت دوم)

۱۰ عددی که اگر یک مدیرعامل نداند، ممکن است تصمیم اشتباه بگیرد (قسمت دوم)

در قسمت اول مقاله، پنج شاخص مهم شامل نقدینگی قابل‌دسترس، جریان نقد عملیاتی، حاشیه سود ناخالص، حاشیه سود عملیاتی و نقطه سربه‌سر را بررسی کردیم. در ادامه، پنج عدد دیگر را می‌بینیم که می‌توانند تصویر دقیق‌تری از وضعیت مالی و ریسک‌های کسب‌وکار ارائه دهند.

۶. مطالبات سررسیدگذشته؛ فروش انجام شده، پول هنوز نیامده است

دو شرکت را تصور کنید. هر دو ۱۰ میلیارد تومان مطالبات دارند. در شرکت اول، بیشتر مطالبات هنوز سررسید نشده است.

در شرکت دوم، بخش قابل توجهی از همان ۱۰ میلیارد بیش از ۹۰ روز از سررسیدش گذشته است.

عدد مطالبات هر دو شرکت یکسان است؛ اما وضعیت آنها یکسان نیست. به همین دلیل فقط مبلغ کل حساب‌های دریافتنی کافی نیست. سن مطالبات (Aging) تصویر بسیار مهم‌تری ارائه می‌دهد.

سن مطالبات (Aging of Receivables) تحلیلی از مانده حساب‌های دریافتنی بر اساس مدت زمان سپری‌شده از سررسید آنهاست و معمولاً مطالبات را در طبقات زمانی مانند جاری، ۳۰، ۶۰، ۹۰ و بیش از ۹۰ روز طبقه‌بندی می‌کند. از منظر استانداردهای حسابداری، هدف اصلی این تحلیل ارزیابی ریسک عدم وصول و برآورد کاهش ارزش مطالبات است.

 در رویکرد زیان اعتباری مورد انتظار، افزایش مدت تأخیر می‌تواند یکی از شواهد افزایش ریسک اعتباری باشد و باید همراه با سوابق وصول، وضعیت مشتری و اطلاعات آینده‌نگر بررسی شود. از منظر مالیاتی نیز بند ۱۱ ماده ۱۴۸ قانون مالیات‌های مستقیم، ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول را با رعایت شرایط مقرر از هزینه‌های قابل قبول مالیاتی می‌شناسد. بنابراین برای مدیر، افزایش سهم مطالبات سررسیدگذشته، به‌ویژه مطالبات قدیمی، صرفاً مسئله حسابداری نیست؛ بلکه هشداری درباره کیفیت فروش، کارایی وصول، ریسک اعتباری مشتریان و فشار احتمالی بر جریان نقد عملیاتی است گاهی پول شرکت گم نشده است؛ فقط بیش از حد انتظار نزد مشتری مانده است.

۷. دوره وصول مطالبات (DSO)؛ فروش با چه سرعتی به پول تبدیل می‌شود؟

مشتریان شرکت قبلاً به‌طور متوسط حدود ۴۵ روزه پرداخت می‌کردند. حالا این زمان به ۷۵ روز رسیده است. روی کاغذ فقط ۳۰ روز اختلاف داریم. اما اگر شرکت حجم بالایی از فروش اعتباری داشته باشد، همین ۳۰ روز می‌تواند مقدار قابل توجهی از منابع را برای مدت بیشتری درگیر کند.

یکی از شاخص‌های مورد استفاده برای بررسی این موضوع DSO یا Days Sales Outstanding است که به تحلیل متوسط زمان وصول مطالبات فروش کمک می‌کند. 

در همان ۳۰ روز اضافه، شرکت همچنان باید حقوق، مالیات، بیمه، اجاره، اقساط و بدهی تأمین‌کنندگان را پرداخت کند.

اینجاست که یکی از تناقض‌های رشد خودش را نشان می‌دهد:

فروش بیشتر می‌تواند نقدینگی بیشتری بخواهد. اگر فروش ۴۰ درصد رشد کند اما وصول آن بسیار کندتر شود، افزایش فروش ممکن است نیاز شرکت به سرمایه در گردش را نیز افزایش دهد. پس گاهی مسئله این نیست که «چقدر فروخته‌ایم».

مسئله این است که فروش با چه سرعتی به پول تبدیل می‌شود.

۸. سرمایه در گردش؛ پول شرکت دقیقاً کجا گیر کرده است؟

گاهی برای پیدا کردن پول نباید حساب بانکی را نگاه کرد.باید سراغ ترازنامه رفت. سرمایه در گردش (Working Capital) از تفاوت دارایی‌های جاری و بدهی‌های جاری به دست می‌آید و یکی از شاخص‌های مهم ارزیابی نقدینگی کوتاه‌مدت و توان شرکت در تأمین تعهدات جاری است: 

سرمایه در گردش = دارایی‌های جاری − بدهی‌های جاری.

 از دید مدیریتی، صرفاً مثبت بودن این عدد کافی نیست؛ بلکه باید ترکیب و کیفیت اجزای آن نیز بررسی شود، زیرا افزایش سرمایه در گردش ممکن است ناشی از رشد مطالبات دیر‌وصول یا انباشت موجودی باشد و الزاماً به معنای نقدینگی بهتر نیست. به همین دلیل، مدیریت باید سرمایه در گردش را همراه با سن مطالبات، گردش موجودی، دوره پرداخت بدهی‌ها و چرخه تبدیل وجه نقد تحلیل کند تا مشخص شود منابع شرکت با چه سرعتی از عملیات به وجه نقد تبدیل می‌شوند.

یک میلیارد تومان وجه نقد و یک میلیارد تومان مطالبه قدیمی ممکن است هر دو در دارایی‌های جاری قرار بگیرند، اما از نظر نقدشوندگی ارزش یکسانی برای تصمیم‌های کوتاه‌مدت ندارند. به همین دلیل وقتی فروش بالا می‌رود اما شرکت دائماً برای تأمین نقدینگی تحت فشار است، باید دید منابع در کدام بخش از چرخه عملیات درگیر شده‌اند. گاهی مشکل شرکت کمبود پول نیست. سرعت پایین برگشت پول است.

۹. تمرکز درآمد؛ اگر یکی از مشتریان بزرگ فردا نباشد، چه اتفاقی می‌افتد؟

اگر یکی از مشتریان بزرگ فردا نباشد، چه سهمی از درآمد شرکت تحت تأثیر قرار می‌گیرد؟

داشتن مشتری بزرگ معمولاً خبر خوبی است. تا زمانی که وابستگی شرکت به آن مشتری بیش از حد نشود. فرض کنید فقط سه مشتری، ۵۵ درصد درآمد شرکت را ایجاد می‌کنند. تا زمانی که سفارش‌ها ادامه داشته باشند و پرداخت‌ها منظم باشند، شاید این موضوع اصلاً به چشم نیاید. اما کافی است یکی از این مشتریان سفارش خود را کاهش دهد، پرداختش را عقب بیندازد یا همکاری را متوقف کند.به همین دلیل یک عدد ساده ارزش زیادی دارد: سهم ۳ یا ۵ مشتری بزرگ از کل درآمد.

 این عدد درباره حجم فروش صحبت نمی‌کند. درباره ریسک پشت فروش حرف می‌زند. دو شرکت می‌توانند هر دو ۱۰۰ میلیارد تومان درآمد داشته باشند؛ اما شرکتی که نیمی از درآمدش به دو مشتری وابسته است، از نظر تمرکز درآمد شرایط متفاوتی با شرکتی دارد که درآمدش میان تعداد زیادی مشتری توزیع شده است.

گاهی عدد فروش کاملاً سالم به نظر می‌رسد، اما ترکیب فروش چیزی را نشان می‌دهد که رقم کل پنهان کرده است.

۱۰. پیش‌بینی جریان نقد؛ شاید مهم‌ترین عدد هنوز اتفاق نیفتاده باشد

بیشتر گزارش‌های مالی درباره چیزی هستند که قبلاً اتفاق افتاده است. اما بیشتر تصمیم‌های مدیرعامل درباره چیزی هستند که قرار است اتفاق بیفتد. 

پیش‌بینی جریان نقد (Cash Flow Forecast) برآورد زمان‌بندی و مبلغ ورودی‌ها و خروجی‌های نقدی آتی شرکت در یک افق زمانی مشخص است و به مدیریت نشان می‌دهد در چه مقاطعی مازاد یا کسری نقدینگی ایجاد خواهد شد. این پیش‌بینی معمولاً بر مبنای فروش و وصول مطالبات، خرید و پرداخت به تأمین‌کنندگان، حقوق، مالیات، اقساط، سرمایه‌گذاری‌ها و سایر تعهدات تهیه می‌شود. از دید مدیریتی، ارزش اصلی آن در پیشگیری از کسری نقد است؛ یعنی مدیر بتواند پیش از سررسید تعهدات، نیاز به تأمین مالی، تسریع وصول مطالبات، تعویق مخارج یا نحوه استفاده از مازاد نقد را تصمیم‌گیری کند. بنابراین سودآوری پیش‌بینی‌شده به‌تنهایی کافی نیست؛ شرکت باید بداند چه میزان وجه نقد، در چه زمانی و از چه منبعی در دسترس خواهد داشت.

قرار نیست این گزارش آینده را بدون خطا پیش‌بینی کند. کار مهم‌تری انجام می‌دهد: زمان می‌خرد.

اگر مدیر هشت هفته قبل از کسری نقد از آن مطلع شود، گزینه‌های بیشتری برای مدیریت شرایط دارد.

اگر همان روز متوجه شود، انتخاب‌ها بسیار محدودتر خواهند بود.

حالا این ۸ شاخص را کنار هم ببینید: فرض کنید گزارش مدیریتی شرکتی چنین باشد:

 فروش: ۲۸٪ ↑، سود خالص: مثبت 

 حاشیه سود ناخالص: ۳۱٪ ← ۲۳٪ ،   DSO: ۴۲ روز ← ۷۴ روز
مطالبات سررسیدگذشته: ۴۰٪ ↑ ، سهم سه مشتری بزرگ: ۵۲٪  

 جریان نقد عملیاتی: منفی ، پیش‌بینی نقد: احتمال کسری در هفته نهم

دو عدد اول تصویر خوبی می‌سازند اما شش عدد بعدی باعث می‌شوند قبل از نتیجه‌گیری کمی بیشتر فکر کنیم. شرکت بیشتر فروخته و سود ثبت کرده، اما حاشیه فروش کاهش یافته، پول دیرتر برمی‌گردد، بخش قابل توجهی از درآمد به چند مشتری وابسته است و پیش‌بینی نقد از فشار احتمالی در هفته‌های آینده خبر می‌دهد. هیچ‌کدام از این موارد به‌تنهایی تمام واقعیت شرکت را نشان نمی‌دهند. ارزش تحلیل مالی در دیدن رابطه میان اعداد است.


گزارش مدیریتی زمانی مفید است که بتواند در مدت کوتاهی نشان دهد که نقدینگی شرکت در چه وضعیتی است؛ عملیات چقدر نقد ایجاد می‌کند؛ حاشیه سود در چه مسیری حرکت می‌کند؛ چه میزان از مطالبات از موعد گذشته است؛ فروش با چه سرعتی به پول تبدیل می‌شود؛ منابع شرکت کجا درگیر شده‌اند؛ درآمد چقدر به چند مشتری بزرگ وابسته است؛ و در هفته‌های آینده چه فشار نقدی ممکن است ایجاد شود.

مدیرعامل لازم نیست فرمول همه این شاخص‌ها را حفظ کند.اما وقتی یک عدد تغییر می‌کند، باید بتواند پیام مدیریتی پشت آن را ببیند. اینجاست که گزارش مالی از ثبت گذشته فاصله می‌گیرد و به ابزاری برای تصمیم‌گیری تبدیل می‌شود.


کیمیا حساب صبا    

عددها را فقط برای ثبت گذشته نبینید؛ بعضی از آنها باید تصمیم بعدی شما را تغییر دهند.


اشتراک‌گذاری مقالهلینکدینتلگرام
☎ ◉
ساخت سایت توسط Portal.ir